السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
512
تفسير الميزان ( فارسي )
اوليايشان آنان را در تحت شرايط و مقرراتى تربيت مىكنند كه خود اطفال آن شرايط را دوست نمىدارند كه هيچ ، بنظرشان سنگين و دشوار هم مىآيد . اسلام هم به منظور تربيت كفار محارب ، آزادى را از اراده و عملشان سلب نموده آنان را به اسم بردگى به داخل مجتمع صالح دينى خود كشانيده و در آغوش خود تربيت نموده ، آن گاه به تدريج آزادشان مىسازد . البته ممكن است يك فرد از اين اسراى جنگى تا آخر عمر هم از قيد بردگى آزاد نگردد ، ليكن قانون اسلام در باره بردگان قانونيست اجتماعى و عمومى كه بايد به نظر كلى به آن و به نتيجه آن نظر كرد ، نه يك مساله فردى . كه فرض وجود چنان فردى ناقض آن قانون باشد ، از همه اينها گذشته ، عجب اينجاست كه همانطورى كه سابقا هم گفتيم خود اين آقايان يعنى غربيها در باره اسراى جنگى با همه مخالفتشان با اسم بردگى و اظهار حسن نيت نسبت به بردگان همان رفتار اسلام را اجرا مىكنند . و اگر مقصود اين است كه آزادى انسان ايجاب مىكند كه تمامى اطراف و جوانب پيكره مجتمع از آن برخوردار باشد و همه افراد اختيار اراده و عمل خود را داشته باشند و چيزى بين آنان و اراده بىقيد و شرطشان حائل و مانع نباشد ، خيلى روشن و غير قابل ترديد است كه چنين آزادى بىقيد و شرطى را نمىتوان براى افراد بشر قائل شد ، و ممكن نيست در جامعه اى آن را نسبت به خود افراد جامعه اجرا نمود ، تا چه رسد به دشمنان جنگى جامعه كه تنها مورد امضاى بردگى اسلامند و گمان نمىكنيم كه خود اين آقايان هم به چنين چيزى ملزم باشند ، بلكه مىبينيم كه بر خلاف آن رفتار مىكنند . براى اينكه اگر اين سخن درست باشد بايد بين يك فرد و دو فرد و يك جامعه فرقى نباشد و اين نحو آزادى در باره همه افراد جارى باشد و حال آنكه همين غربيها كه به افراد آن قدر آزادى قانونى مىدهند كه حتى به او اجازه خودكشى و به دو نفر اجازه دوئل هم مىدهند نسبت به جوامع فقير و ملل عقب مانده و يك مشت هم نوع فقير و بىنواى خود اين قدر ظلم مىكنند كه عرصه زندگى بر آنان تنگ شده و در همان بيغوله و خانه هاى ويرانى كه دارند آب خوش از گلويشان پائين نمىرود . در اينجا سؤالى باقى مىماند و آن اين است كه چرا اسلام تملك مال را براى بردگان تشريع نكرد تا آنان نيز مانند آزادگان با دستمزد خود حوائج ضرورى خود را بر طرف ساخته و سربار موالى نباشند ؟ و چرا بردگى بردگان را موقت و محدود به اسلام نكرد تا در نتيجه هر برده اى كه مسلمان شود آزاد گردد و اين لكه ننگ يعنى بردگى و محروميت تا قيام قيامت در دامن او و اعقابش باقى نماند ؟ جواب اين سؤال اين است كه اگر اسلام بردگى بردگان را محدود به اسلام نكرده و